ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت سی و نهم :
صدای احمدرضا سکوت میانشان را شکست.
_ سایه خیلی نگرانته. شبی نیست که اشک نریزه و حرص زندگی خراب شدهی تو رو نخوره.
ابروهای پهنش را درهم کشید و سیگارش را خاموش کرد.
_ اشک ریختنش کجای خرابی زندگی منو میسازه؟
_ مادره، دل نگرانه...
دست به سینه به همان نردههای سنگی تکیه زد و نگاهش را از پشت شیشه به قامت سایه دوخت که مشغول دستمال کشیدن روی میز غذاخوری بود.
_ وقتی کاری از دستش برÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
چقدر جذاب😍😍
۱ هفته پیششادان
0نه فقط و فقط شیرینی خامه ای 🤣🤣
۱ هفته پیششادان
0واسه اجرا پویانم هست؟ اگه هست تا ماهم بیایم..
۱ هفته پیششادان
0الناز نمیدونه چرا باهاشون راحته ولی خب قطعا ناخوداگاهشم میدونه چقد این دوتا تو زندگیش بودن
۱ هفته پیششادان
0تا زمانی شیرینی خامه ای نباشه حله 🙈🙈
۱ هفته پیششادان
0من که تازه نهارخوردم هرچی هم خوارکی میخواین بخورین اصلا حسودیم نمیشه 🤣🤣
۱ هفته پیشفرشته
1منم دلم پفک و ترشک خواست😊 چه پارت قشنگی بود😍❤️
۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
حتما امتحانش کن😌😁
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
0ما چند هفته پیش تهران بودیم یه رستورانی رفتیم همینجور اجرا زنده داشت .. بعد خواننده گفت من نوازنده امون مریض شده نیست خودتون پاشید یه سازی بزنید تا براتون بخونم.. واای باورتون نمیشه چقد خوش گذشت یکی سوت میزد یکی روی میز ضرب گرفته بود یکی با لیوان و قاشق و اینا خیلی باحال بود 🤣🤣